|

بسم الله الرحمن الرحيم
يا الله، يا محمد، يا علي، يا فاطمه الزهراء، يا حسن، يا حسين، يا مهدي (عج) و تو اي ولي مان يا روح الله و شما اي پيروان صادق شهيدان
در آغاز سخن ميل دارم كه هدف مقدس خود را براي آن گروه از افرادي كه به اين راه مقدس از دريچة ماديات و جهالت مي نگرند، مشخص نمايم.
من در زندگاني خود هميشه در پي رضايت معبود كه همانا عمل به احكام و شريعت اسلام و اطاعت از از امامت و ولايت مي باشد، بوده امكه گاه رضاي خداوند را با حضورم در جبهه ها مي ديدمو گاه با حضور در شهر و موطن و در پشت ميزهاي تحصيل و هم اكنون كه بنا به امر ولي فقيه رضاي خالق خود را در اين راه دشوار مي بينم.
اين مشقت ها و دشواري ها را به جان خريده و همچون خلعتي گرامي بر تن كرده و گام هاي خود را در اين ره دشوار و انسان ساز برداشته. خداوندا به تو پناه مي جويم از وسواس شياطين. چه اين شياطين از جنس جن باشد و چه از جنس انس باشدكه مورد قبول درگاهش قرار گيرد.
من از شما مي خواهم كه به هدف و راهي را كه ما انتخاب نموده و گام نهاده ايم و از جان و مال خويش مايه گذاشتيم، بيشتر تفكر نمائيد و سعي كنيد كه همگام با اين راه و روش پيش بيائيد.
و اما چند كلمه با امت اسلامي ايران سخن دارم. از ديدگاه قرآن مردم دو گروهند، گروه اول سابقون و اصحاب اليمين مي باشند كه در اين انقلاب بار سنگين نظام بر دوش اين عزيزان مي باشد و چه جاناً و مالاً در اين ره هيچگونه مضايقه اي ندارند و بيشترين شهدا را همين خانواده هاي محترم نثار انقلاب نموده اند و احترام اين عزيزان بر تك تك ما واجب است.
و گروه دوم اصحاب الشمال مي باشند كه افرادي هستند كه فقط زباناً و يا بعضي اوقات مالاً موافق و هم جهت با انقلاب مي باشد و هيچگاه فكر يا عملي مؤثرتر از فكر در رابطه با ايثار و از خودگذشتگي و جهاد در راه خدا انجام نمي دهند.
نمي توان فهميد كه اينگونه افراد چه انديشه اي در ذهن دارند. آيا اين ها زندگي و احاديث نقل شده از ائمه معصوم و به خصوص سرور شهيدان حسين ابن علي (عليه السلام) را نشنيده اند و يا اگر به سمعشان رسيده است، تصور مي نمايند كه آن ماجرا افسانه اي بيش نيست و يا اگر اين سرگذشت هاي آموزنده را به عنوان واقعيت پذيرفته اند فكر مي كنند كه وظايف و پيام هاي نتيجه گرفته شده از اين زندگاني ها كه بر عهده تك تك ما مي باشد، بر عهده آنها نمي باشد.
حال ميل دارم كه اسرار دل خود را آشكار گردانم، اسرار و دردهائي كه ماه ها و سال ها باعث ايجاد غم و اندوه دروني بود كه همانند مولايمان علي (عليه السلام) با چاه سخن گفتن بايد كرد.
گاهي اوقات كه در فكر فرو مي روم و وضعيت اسلام و احتياجات اين دين مبين و اهداف اين مذهب كامل را در اين برهه از زمان (كه بوسيله امامان و ولايت فقيه براي ما روشن شده) با اهداف پوچ و بيهوده مادي و شهرنشيني و با افرادي (بخصوص جوان ها) كه سرگرم اين اهداف پوچ هستند مقايسه مي كنم به احوال اين گروه از مردم افسوس مي خورم و با خويش دائماً اين مطلب را تكرار مي نمايم كه آيا با وجود اين چنين رهبريت و اين چنين محيط اسلامي و پرپر شدن هزاران شهيد هنوز كسي هست كه حتي موقعيت و احتياجات اسلام و جامعه كنوني كشور ما را درك نكرده باشد و يا اگر به اين درجه رسيده است در مقام عمل هيچ اقدامي نكرده است؟
ولي خدا را شاهد مي گيرم كه من بنوبه خود از اين افراد نخواهم گذشت بلكه از اينگونه افراد كه هدف آنها ماديات و خوردن و آشاميدن است نفرت كامل داشته و از آنها هميشه دوري جسته و يكي از دلايلي كه من محيط روحاني و با صفاي جبهه را با محيط فاسد شهري ترجيح ميدهم همين است.
خداوندا، تو ميداني كه ما مظلومان عالميم و گواه بر مظلوميتمان سرخي خون ما مي باشد. چه عزيزاني را كه از دوستان تو بودند در اين ره هديه نموديم.
پس از معبود از تو مي خواهم كه اين مردماني را كه بي اعتناء نسبت به اسلام و قرآن و خون شهيدان و مقربان درگاهت هستند از صفحة روزگار محو گردان.
حال من از افرادي كه جزو گروه دوم محسوب مي شويد و اوصاف شما قبلاً ذكر شد، چه مرد و چه زن و چه پير و چه جوان، پرسشي دارم و آن اين است كه آيا هرگز تا به حال در رابطه با احوال خود تفكر كرده ايد؟ آيا تا به حال بر هواي نفس خود غلبه كرده ايد؟ آيا تا به حال دست رد بر سينه دشمن انسان يعني شيطان زده ايد و آيا هرگز تا به حال واقعاً هدف و راه مقدس شهيدان و صالحان خداوند را درك كرده ايد؟
شما را به خدا سوگند و به حرمت خون پاك اين عزيزان قسم براي يكبار هم كه شده فكري به حال خود كنيد و در اين انديشه راه و روش صحيح كه همانا راه انبياء و امامان و شهيدان حق مي باشد پيشه بگيريد و از اين لجن زار حيواني خود را نجات دهيد.
خداوندا، اي آگاه بر تمام دردها تو ميداني كه ما رزم آوران جبهه حقيم كه ياد تو و عشق تو در قلوب ما نقش بسته و با تو بودن از ما جنگجويان بي باك ساخته است. پس از تو مي خواهيم كه طعم شيرين ذره اي از اين احوال را به بندگان گمراه و غافلت بچشان و آنان را به صراط مستقيم هدايت بفرما.

حال روي سخنم با پدر و مادر گرامي و عزيزم مي باشد. پدر و مادر مهربان و مربيان و معلمان گرانقدر، من از كودكي آرزو داشتم كه در جواني عصاي دست دوران پيري شما شوم و فكر مي كردم كه شايد با اين عمل توانسته باشم ذره اي از دين خود را نسبت به زحمات شما ادا كنم. امام افسوس كه هم اكنون در اين زمان، اسلام عزيزمان در خطر حمله دشمنانش مي باشد و من نيز اينچنين اجازه اي ندارم كه در پيشگاه شما سروران باشم.
شما عزيزان خود بهتر از من مي دانيد كه اين جان ها و مال ها و فرزندان همگي آنها امانتي هستند در دستمان كه عاقبت بايد بدست صاحب اصلي خود باز گردد و بحق كه شما عزيزان امانتداران لايق و امين بوديد و انشااله كه هستيد.
اوليا محترم، من كاملاً به اين مسأله واقفم كه شما سروران در تربيت صحيح من چه بيداري ها و مشقت ها و رنج ها كشيده ايد و اين را نيز كاملاً يقين دارم كه شما هميشه در صدد فراهم آوردن آسايش و خوشبختي من بوده ايد.
بنابر اين اي پدر، اي مادر، هرگز ناراحت نباشيد كه من از كنار شما هجرت كرده ام بلكه بايد خيلي شادمان باشيد كه من به سعادت و خوشبختي ابدي و رضايت كامل معبود خود رسيده ام.
اي سروران من هرگز نمي گويم كه شما در نبود من نگرييد اما خيلي هوشيار باشيد كه به واسطه اين فعل شما، دشمن دلشاد نشود.
پدر گرامي ميدانم كه بر شما چه گذشته و در راه دين اسلام چه زحمات بي شائبه اي متحمل شديد و زماني استخوان در گلو و خاري در چشم بوديد و زماني نيز دل شكسته و خسته از دوستان احمق و دشمنان زيرك و منافقان به ظاهر دوست، هنوز درد دل هاي سوزناك و دلنشين شما در ذهن من زنده مي باشد و هميشه توكل شما و پشتكار شما رضا بودن به رضاي حق شما، براي من الگو و اسوه بوده است خداوندا تو ميداني كه در مقابل تمام اين دردها جز تو پناهگاهي نداريم. پس اي رب العالمين از تو و فقط از تو مي خواهم كه به اين عزيزان در مقابل شده ايد و سخن طعنه زنان و نامردان و منافقان روزگار كه از اين پس افزوده مي شود صبر كامل عطا بفرما.
اي جوانان عزيز و اي خواهران و برادران گرامي، هميشه در پي رضاي معبود باشيد و تمام افعال و اذكار و افكار خود را به اين مسير سوق دهيد و تمام اهداف شيطاني را از ذهن خود محو نموده و هيچگاه در كاري كه به خاطر رضاي حضرت (او) مي باشد، دلسرد و خسته نشويد.
هميشه گوش به فرمان رهبر و رهبران عزيز انقلاب باشيد زيرا كه اين امر همانا امر امامان و پيامبر اكرم (صلي اله عليه و آله و سلم) مي باشد.
هيچگاه خود را از خط روحانيت و ولايت فقيه جدا نكنيد. نمازهاي خود را در سر وقت و با حضور قلب و خشوع و خضوع تمام بر پا داريد زيرا كه فقط اينگونه نمازهاست كه انسان را به ربِّ خود نزديك و نزديكتر مي نمايد.
اي برادر و خواهر، آگاه باشيد كه نكند ناگاه با اين افعال و افكار و اذكار خود خون اين شهيدان را پايمال نمائيد و در روز جزا و محشر مورد غضب ائمه معصوم و حضرت حق شويد. توسلات خويش را به ائمه معصوم و سالار شهيدان، حسين ابن علي (عليه السلام) بيشتر مورد توجه قرار دهيد كه ما هر چه داريم از توسل به اين خاندان گرامي بدست آورده ايم.
خداوندا، ما بسيجيان هميشه افتخارمان عشق به اهل بيت بوده و خواهد بود و در فضاي پاك جبهه هاي حق عليه باطل قوت دهنده قلوب ما و تقرب جستن به درگاهت را هميشه از توسل به اين عزيزان مي دانستيم. خدايا، اميدي به عمل و كردار خود ندارم ولي خدا، تمام اميدواريم به كرم و بخشايش تو و شفاعت معصومين تو مي باشد. در پايان بايد بگويم كه اي مردم گر چه ما در ظاهر از بين شما هجرت نموده ايم و شما فقدان ما را در اين دنياي فاني احساس مي نمائيد ولي بدانيد كه ما به آرزوي ديرينه خود رسيده و با تضمين از ميان جماعات هجرت نموده ايم و بدانيد شما عزيزان كه مانده ايد، بايد چاره اي براي خويش بجوئيد كه راهي دشوار براي شما به جا مانده است.
والسلام داود توكلي |